Rose

آن یک که معتقد به خدا بود
و آن یک که نبود
هر دو می پرستیدند
یک زیبا را که در اسارت دشمن بود
………………………………………
آن یک که معتقد به خدا بود
و آن یک که نبود
یک روشنایی در برابرشان بود.
نامش هر چه هست ، چه فرقی است
که یکی اهل مسجد و دین بود
و دیگری از آن دوری میجست
آن یک که معتقد به خدا بود
و آن یک که نبود
هر دو وفادار بودند
با لبان خود،با دل خود و با دستهای خود
و هر دو می گفتند که مام زنده بماند
که باقیش حرف است.
آن یک که معتقد به خدا بود
و آن یک که نبود
…………………
آن یک که معتقد به خدا بود
و آن یک که نبود
در آستان مرگ،هر دو دگر بار،نام آنکس را
که هیچ یک فریبش نداده اند، بر لب می آورند
و جویبار خون سرخشان
یک رنگ و یک درخش می لغزد.
آن یک که معتقد به خدا بود
و آن یک که نبود
خونشان جاری است.
میرود تا خاکی را که همیشه دوست داشت در برگیرد
تا از گرمی عشق گرمشان در روزهای فصل نو
انگور معطر رسیده شود
آن یک که معتقد به خدا بود
و آن یک که نبود.
…………………
پی نوشت :این شعر به نام لاروزئه و لورزدا از لوئیس آراگون هست که برای دو تن از کشته شدگان جنگ جهانی دوم به نام گابریل پری که بخدا معتقد نبود و استیون دورو که بخدا معتقد بود سروده شده.برگرفته شده از کتاب نامه های تیر باران شده ها ترجمه م. فضلی


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.